[aparat id=”r544a76″ width=”full”]
همدلی در هنگام ایجاد درد
همدلی در هنگام ایجاد درد از دیدگاه خود فرد و شخص ناظر چگونه به نظر می رسد؟ آیا تمایل دارید در هنگام درد با شما همدلی و همدردی کنند؟ برای پاسخ به این سوالات با ما همراه باشید.مقدمه
مطالعات تصویربرداری عصبی در مورد همدلی در حس درد به بررسی نقش اطلاعات بصری خود فرد و دیدگاه ناظران پرداخته است. همدلی یک ساختار چند بعدی است. توسط شبکه های عصبی متمایز و در عین حال، در تعامل، پشتیبانی می شود. محققان به طور کلی موافقند که همدلی از دو مولفه اصلی متقابل ناشی می شود. یک مولفه عاطفی و یک مولفه شناختی.- مولفه عاطفی همدلی، همچنین با تشدید حالت عاطفی و به اشتراک گذاری تجربه عاطفی می تواند به طور گسترده ای به عنوان تجربه احساسات افراد دیگر تعریف شود.
- مولفه شناختی همدلی، همچنین به عنوان همدلی شناختی، تمایز خود از دیگران یا ذهنیت سازی شناخته می شود. در حالی که به دیدگاه شخص دیگری اشاره می کند. در عین حال تمایز بین حالت عاطفی خود و دیگری را حفظ می کند. بنابراین، پیشنهاد شده است که همدلی از تأثیر ترکیبی این مولفه ها ناشی می شود. به مکانیسم های مختلف تنظیمی متکی است.
ارتباطات عصبی همدلی
ارتباط عصبی همدلی از طریق انواع الگوی تصویربرداری عصبی عملکردی در 15 سال گذشته بررسی شده است. یافته های این مطالعه به طور کلی از دوگانگی بین مولفه های عاطفی و شناختی همدلی پشتیبانی می کند.
این مشاهدات نشان دهنده امکان وجود یک شبکه اصلی است
شبکه ای که در کارهای مختلف همدلی به کار گرفته شود. علاوه بر این، تفاوت در وظایف می تواند ناشی از اختلاف دستورالعمل ها یا محرک ها باشد. با شبکه های متمایز و ثانویه مرتبط است. همچنین وظایف اجزای عاطفی یا شناختی متفاوت است.
روش مطالعه
به طور معمول، شرکت کنندگان، محرک بصری ثابت یا پویا مشاهده می کنند. این محرکهای مختلف بینایی و احساسی ممکن است به تفاوتهای موجود در پاسخ مغزی گزارش شده در مطالعات کمک کنند. پژوهشگران در مطالعات اخیر تایید کردند که الگوی درد به نواحی خاصی مربوط می شود. یعنی ساختارهای پیشانی مانند شکنج پیشانی میانی. ناحیه گیجگاهی به عنوان مثال شکنج تمپورال میانی. ناحیه پس سری شامل لوب اکسیپیتال میانی مربوط می شود. علاوه بر این نواحی، ساختارهای زیر قشری و لیمبیک مانند تالاموس، پوتامن، آمیگدال و سینگولیت قدامی با الگوهای درد مرتبط هستند.ممکن است به این مطلب علاقه مند باشید:
نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد؟ مرکز مجهز نوروفیدبک مشهد
عامل دیگری که در استفاده از محرکها در پارادایم های درد متفاوت است:
جهت گیری فضایی است. یا از دیدگاه شخص اول و یا از نظر شخص سوم است. منظر اول شخص (1PP)، در مقایسه با دیدگاه سوم شخص (3PP)، به ارزیابی بالاتر و سریع تر ذهنی از درد های دیگر و افزایش تعدیل فعالیت های مغز در ساختارهای مربوط به مؤلفه عاطفی همدلی مرتبط است. سرانجام، انواع مختلف دستورالعمل ها با توجه به دیدگاه شناختی هنگام مشاهده محرک ها باید در الگوهای همدلی درد استفاده شود. در واقع، معمولاً به مشارکت کنندگان دستور داده می شود:- یا دیدگاه خود را در نظر بگیرند. یعنی احساس درد را طوری که خودشان در حال تجربه درد هستند.
- یا دیدگاه دیگران. یعنی تصور کنند دیگران درد را تجربه می کنند.
- یا بدون دستورالعمل خاص در مورد دیدگاه، بر محرک تمرکز کنند.