آیا نوروفیدبک نقش درمانی دارد با 30% تخفیف در مجهزترین و بزرگترین مرکز و کلینیک نوروفیدبک- نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد- آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟- نظرات مردم درباره نوروفیدبک- عوارض نوروفیدبک چیست- تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک- درمان نوروفیدبک- هزینه نوروفیدبک
آیا نوروفیدبک نقش درمانی دارد با 30% تخفیف توسط درمانگر با سابقه و مجرب در مجهزترین و یکی از باسابقه ترین مراکز درمان نوروفیدبک در مشهد صورت می گردد تمام تلاش مجموعه زندگی شاد در مشهد این می باشد تا بتواند از دغدغه شما هموطنان و همشهریان عزیز بکاهد لطفا در ادامه این مقاله با ما همراه باشید تا اطلاعات جامعه ایی در مورد نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد- آیا نوروفیدبک تاثیر دارد؟- نظرات مردم درباره نوروفیدبک- عوارض نوروفیدبک چیست- تفاوت نوروفیدبک و بیوفیدبک- درمان نوروفیدبک- هزینه نوروفیدبک در اختیار شما عزیزان قرار داده شود.
آیا نوروفیدبک نقش درمانی در این اختلالات را دارد؟
در بسیاری از اختلالات این دستگاه بیش از آنکه درمان کننده باشد وسیله ای کمکی برای بهتر کردن عملکرد مغز است و زمانی که صحبت از ناهماهنگی مغز می شود باید بگوئیم که این مشکل یک بیماری نیست که نیاز درمان داشته باشد زمانی که ناهماهنگی مشکل باشد بهترین روش خود تنظیمی خواهد بود و بهتر است که از واژه درمان استفاده نشود. از این روش بیشتر به عنوان مکمل درمانی در اختلالات مختلف استفاده می شود.
جایگاه کنونی نوروفیدبک در درمان اختلالات روانپزشکی
لطفاً نوروفیدبک را به زبان ساده تعریف بفرمایید.
آیا نوروفیدبک نقش درمانی دارد – نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا میشود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته میشود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلیفایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت میشود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده میشود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد میکند و او می¬تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی¬شدن، به تدریج یاد می¬گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سالهاست عمدتاً به منظور آرامسازی در افراد مضطرب به کار میرود.
آیا نوروفیدبک برای درمان هر بیماری مناسب است؟ کاربرد آن در درمان کدام بیماریها نتیجه بخش بوده است؟
آیا نوروفیدبک نقش درمانی دارد – در روانپزشکی، نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان میتوان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهشها و نتیجهگیریهای امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است. این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه مییابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیشفعالی، تکانشگری (به معنای واکنشهای ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز میکند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است. از آنجا که پژوهشهای مربوط به بررسی اثربخشی نوروفیدبک در درمان سایر اختلالات در مرحله مقدماتیتری است،
در اینجا تنها به اثربخشی آن در ADHD میپردازم. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و اثربخش بودن نوروفیدبک در درمان علایم این اختلال به کرات نشان داده شده است. از سوی دیگر، عدم اثربخشی این روش نیز در پژوهشهایی گزارش شده و نتیجهگیری نهایی را دشوار کرده است. حتی راهنماهای بالینی معتبر رهنمودهایی متفاوت در این مورد داشتهاند. به لحاظ پیچیدگیهای موجود در روشهای علمی، جمعبندی نهایی یافتههای متناقض نیاز به آشنایی با روششناسی علمی دارد و در زمان تفسیر نتایج هر پژوهشی باید محدودیتهای روش آن پژوهش را در نظر داشت. به این دلیل، اعلام عمومی نتایج مطالعات علمی در رسانهها بدون ذکر تفسیر کارشناسان از این نتایج، اغلب به برداشتی نامتناسب با واقعیت میانجامد.
آیا نوروفیدبک نقش درمانی دارد – هرچند ذکر جزییات روششناسی علمی در مورد اثربخشی نوروفیدبک در درمان ADHD از حوصله این بحث خارج است، برای روشنتر شدن موضوع توضیح کوتاهی را بیان خواهم کرد. کورتیس و همکاران (۲۰۱۶) برای جمعبندی نتایج این پژوهشها، از روشی به نام متاآنالیز (فراتحلیل) استفاده کردند. این روش که شیوهای مرسوم در این زمینه است، اطلاعات همه پژوهشهای مرتبط را در یک ظرف میریزد و با روشهای آماری، اثربخشی نهایی درمان مورد نظر را گزارش میکند.
در بررسی کورتیس و همکاران، ۱۳ پژوهش واجد صلاحیت برای ورود به ظرف مذکور دانسته شد و اطلاعات ۵۲۰ نفر مبتلا به ADHD در تحلیل وارد شد. آنها گزارش کردند که نوروفیدبک در حالت کلی در درمان علایم ADHD مؤثر به نظر میرسد، اما این اثربخشی پس از در نظرگرفتن یکی از استانداردهای مهم پژوهشی، دیگر وجود نخواهد داشت. این استاندارد عبارت است از «بیخبر بودن افراد ارزیابی کننده علایم از شیوه درمان اجرا شده». در واقع، به هنگام مقایسه یک روش درمانی با روش دیگر، افراد ارزیابی کننده نتیجه درمان باید از روش درمانی مورد استفاده بیخبر باشند تا قضاوت آنها تحت تأثیر پیشزمینه ذهنی خود و نظر قبلیشان در مورد آن درمان قرار نگیرد. این متاآنالیز نشان داد که اگر تنها نظر ارزیابی کنندههای بیخبر از نوع روش اجرا شده ملاک قرار گیرد، نوروفیدبک تأثیری در درمان ندارد.
در مجموع با اطلاعات فعلی، نمیتوان نوروفیدبک را در عمل جایگزین درمانهای مورد تأیید و شناخته شده اختلال نقص توجه-بیشفعالی دانست و برای به کارگیری آن نباید اغراق کرد. در هر صورت، مطالعات در این زمینه در جریان است و ممکن است با بهبود و ارتقای روش اجرا نتایج بهتری حاصل شود؛ همانطور که هماکنون شیوههای پیشرفتهتری در اجرای نوروفیدبک در حال بررسی است.
باید اضافه کرد که با توجه به تعدادجلسات زیادی که برای انجام نوروفیدبک لازم است، به هنگام بررسی اثربخشی آن در مقایسه با سایر روشهای درمانی، ضروری است که یک عامل مداخلهگر دیگر را نیز در نظر داشت. این عامل که به آن در اغلب مطالعات توجه نشده، عبارت است از «اثر رابطه درمانگر و بیمار». در طول ۳۰ تا ۴۰ جلسه درمانی، بیمار به طور مرتب از برنامه نوروفیدبک و نیز از مجری آن «بازخورد مثبت» میگیرد و این اثری است که برای درک اثر خالص درمانی نوروفیدبک باید محاسبه یا کنترل شود.
آیا نوروفیدبک یک روش درمانی مکمل است و در کنار استفاده از آن دارو یا کارهای دیگر روان درمانی نیز باید انجام شود؟
همانطور که بیان شد، شیوه درمان بر اساس تشخیص نوع بیماری و عوامل دیگری از جمله ویژگیهای فردی بیمار تعیین میشود. در پروتکلهای درمانی اختلالات عمده و شایع روانپزشکی از جمله اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی و وسواس، نوروفیدبک جایگاه مهمی ندارد و بیشترین پژوهشهای روانپزشکی برای این ابزار در حیطه درمان ADHD انجام شده که نتایج آن گفته شد. جایگاه نوروفیدبک در بیشتر راهنماهای درمانی معتبر، هنوز در حدی نیست که در بهترین حالت بیش از یک درمان مکمل قابل توصیه باشد.
آیا استفاده از دستگاه نوروفیدبک توسط افراد غیرمتخصص آثار سوء میتواند داشته باشد؟
مهمترین اثر سوء مربوط به تشخیص اشتباه و یا جایگزینی درمان مؤثرتر با نوروفیدبک است. به جز این، هزینه زیاد و لزوم تبحر و تجربه داشتن در به¬کارگیری این ابزار از محدودیت¬های آن است. به عبارتی، فقدان دانش و تجربه کافی در اجرا و تفسیر نتایج می¬تواند به استفاده نادرست از اطلاعات حاصل از نوروفیدبک منجر شود. حتی اجرای درست نوروفیدبک و آشنایی کامل با این دستگاه، الزاماً به معنای توانایی تفسیر درست نتایج آن نیست. هم¬چنین هنجارهای مربوط به این دستگاه مربوط به جامعه یا جوامعی است که این ابزار در آن مورد پژوهش قرار گرفته و ممکن است با جمعیت هدف متفاوت باشد. بنابراین تطبیق این هنجارها پیش از به کارگیری آن در جمعیت هدف، ضروری است.